موسسه غیر دولتی یئنی سؤز که جزء NGO های تشکیل شده در چند سال اخیر است در صدد بر آمد که یک سری کار
گاه های آموزش وبلاگ نویسی و طراحی وبلاگ راه اندازی کند. همانطور که می دانید در چند سال گذشته دولت توجه زیادی به NGO ها داشته و در واقع تشکلهای غیر دولتی را به رسمیت شناخته و به نسبه سرمایه گذاری خوبی هم در این زمینه کرده است . در واقع انگیزه راه اندازی این تشکلها این است که بازوی اجرایی و مردمی دولت در زمینه های مختلف باشند ، با این هدف که هم دولت حجم فعالیتهایش کم میشود و همچنین جوانان با شرکت در فعالیتهای فرهنگی ، اجنماعی ، سیاسی و ... که در قالب تشکلهای غیر دولتی (NGO ها) صورت می گیرد به تجربه و جا افتادگی کافی در این زمینه ها می رسند .به این شکل میتوان گفت یکی از راههای موثر مردمی کردن دولت همین NGO ها هستند .
در کشورهای خارجی NGO ها کاملا به رسمیت شناخته شده اند تا جاییکه بسیاری از فعالیتهای مهم و سرنوشت ساز دولت توسط همین تشکلهای غیر دولتی سرپرستی و اجرا می شود . خیلی جالب است براساس مصوبه سازمان ملل متحد هر سه نفری که برای پیگیری هدف مشترکی در کنار هم قرار گیرند یک NGO محسوب می شوند ولی در کشور ما ، تشکلهای زیست محیطی و صنفی بیشتر پا گرفته و فعالیت می کنند تا جاییکه نام NGO با «محیط زیست» و «انجمن حمایت از حیوانات» اجین شده است ، امیدواریم که در آینده نه چندان دور ما نیز به مرحله ای برسیم که جوانان به راحتی در اداره امور کشورشان سهیم باشند و بتوانند افکار و ایده های نو خود را در شکل گیری و اجرای فعالیتهای دولت پیاده کنند .
راه اندازی کارگاه های آموزش وبلاگ نویسی توسط موسسه غیر دولتی یئنی سؤز نیز در همین راستا و با حمایت سازمان ملی جوانان صورت گرفت .
این کارگاه ها توسط من و احسان مظلومی اداره می شد و برنامه ریزی که داشتیم به این ترتیب بود که کار گاهها را به دو قسمت تئوری و عملی تقسیم بندی کردیم و با توجه به اینکه افراد ثبت نام شده بیش از انتظار و قابل توجه بود مجبور شدیم زمان بخش تئوری را کمتر در نظر بگیریم تا اینکه زمان کافی برای کار عملی در کارگاه ها داشته باشیم .
نحوه اجرای این کارگاه های دو روزه به این ترتیب بود که زمان هر کارگاه دو ساعت در نظر گرفته شده بود ، در ساعت اول شرکت کنندگان شروع میکردند به ساختن یک وبلاگ و تا مراحل قرار دادن نوشته ، عکس و لینک در وبلاگ پیش می رفتند و در ساعت بعد هم نحوه آپلود عکس در اینترنت و معرفی وبلاگ به موتوهای جستجوی یاهو و گوگل را می آموختند . و البته در بین کار بسته به سطح معلومات هر فرد نکات کم و زیادی هم در مورد زوایای دیگر وبلاگ گفته می شد .
در پایان هم یک فرم نظر سنجی به افراد داده شد که حدود بالای 90 درصد شرکت کنندگان از نحوه برگزاری کاملا راضی بودند و تمایل خود را برای شرکت در دوره های بعدی اعلام کردند . که واقعا نتایج به دست امده از این فرم ها امیدواری مضاعفی به ما و دست اندر کاران این کارگاه ها داد .
در این دوره دو نکته وجود داشت که واقعا مرا ناراحت می کرد اول اینکه سرعت اینترنت بسیار پایین بود ، یعنی سرعت اینترنت در کل شهرستان پایین بود و مخابرات کنترل شدیدی نسبت به کافی نت ها اعمال می کرد و این سرعت کم برای من که به اینترنت ماهواره ای (EDSL ) و سرعت یک مگابایتی عادت دارم واقعا عذاب آور بود .
نکته بعدی اینکه بر خلاف میل من و به دلایلی آموزش ساخت وبلاگ را روی پرشین بلاگ انجام دادیم ، در حالیکه من همچنان به مافیای پرشین بلاگ اعتقاد دارم و فکر میکنم با انتصاب مدیر جدید پرشین بلاگ این فرضیه برای همگان ثابت شده است ، و به هیچ وجه متمایل نیستم که به گسترش پرشین بلاگ و این تفکر کمک کنم . ولی خب به همان دلایلی که عرض شد، مجبور به انجام این امر شدم . اما به دیگر دوستان و کارگاه های مشابه شدیدا توصیه میکنم که با بلاگفا یا بلاگ اسپات کارشان را شروع کنند که خیر دنیا و آخرتشان در اینها است .
در قسمت تئوری بحثی را مطرح کردم که فکر میکنم باید کمی با تامل به آن توجه کرد ، به همین دلیل کمی در مورد آن توضیح میدهم . ببینید زبان اصلی مردم زنجان ترکی است و اصولا باید مردم اقبال زیادی به ترکی حرف زدن نشان بدهند ، در حالیکه نسل جدید و جوان زنجان اصلا اینطور نیست و کاملا فارسی و با لهجه تهرانی صحبت میکنند و حتی شخصا شاهد بودم که بعضی ها اصلا ترکی بلد نیستند یا حداکثر صحبتهای شخص مقابل را متوجه میشوند ولی نمیتوانند به ترکی پاسخ بدهند . حتی از لحاظ فرهنگی طوری شده که صحبت کردن به زبان ترکی نوعی بی کلاسی و کسری شان محسوب می شود . وقتی که از دلیل این تغییرات جویا می شوی بعضی ها معتقدند این تحول و نارسایی فرهنگی بطور جدی بعد از حضور دانشگاه آزاد و دانشجویان غیر بومی در زنجان رخ داده ، و یا بعضی می گویند چون بسیاری از مسولین رده اول استان غیر بومی شده اند به این روند کمک مضاعفی می کنند ، حتی امام جمعه زنجان با اینکه زنجانی و ترک است ولی خطبه های نماز جمعه را فارسی صحبت میکند و یا بسیاری مشاهدات و دلایل دیگر . حالا به نظر من وظیفه یک وبلاگ نویس زنجانی یا در واقع انتظاری که از یک وبلاگ نویس زنجانی می رود این است که در کنار مطالبی که در وبلاگش مینویسد ابتدا نیم نگاهی به مسائل فرهنگی شهرش داشته باشد و این مسائل را بررسی و پی گیری کند و بعد هم وبلاگش را به زبان شیرین ترکی بنویسد و یا حداقل بخشی از مطالبش را به ترکی بنویسد . چرا که اگر بخواهیم یک کلمه ترکی در گوگل سرچ کنیم منابعی که به ما می دهد هیچکدام ایرانی نیستند ، در حالیکه قسمت بزرگی از کشورمان را ترک زبانان تشکیل میدهند ، پس همانطور که باید به تولید محتوای فارسی در اینترنت کمک کرد به همان ترتیب هم باید به تولید محتوای ترکی ، کردی ، لری ، بلوچی و .... نیز کمک کرد و همت گماشت و همانطور که میدانید اینکار از دست هیچ دسته و گروه یا حتی دولت بر نمی آید مگر خود مردم و قشر قدرتمند و پر نفوذ وبلاگ نویس ها .
بعضی ها در آنجا می گفتند که باید حمایت دولتی باشد تا بتوانیم به قومیت خود اعتبار و شخصیت ببخشیم در حالیکه من اصلا این را قبول ندارم چرا که این روند ارزش دادن به قومیت ، زبان و آداب و رسوم محلی باید از طرف مردم به دولت تحمیل شود. همچنانکه وبلاگ نویسها و شهروندان ایرانی اینترنت توانستند خلیج فارس را همچنان خلیج فارس نگه دارند ، همچنان که توانستند لوگوی گوگل را برای عید باستانی نوروز تغییر دهند ، همانطور هم میتوانند به هویت قومی خود شخصیت و ارزش ببخشند و در این راستا تولید محتوا کنند.
این نظر فقط در مورد اقوام آذربایجانی و ترک نیست بلکه همه اقوام ایرانی با تمام پشتوانه فرهنگی شان که امروزه به خاطر حضور اینترنت ، ماهواره و حتی تلویزیون همه آنها در حال فراموش شدن هستند ، صدق می کند. در اینجا لازم میدانم یک نکته را شفاف کنم که احیانا برداشت اشتباه و سوءتفاهمی پیش نیاید ، منظور من از ارزش دادن به اقوام و فرهنگشان این نیست که جنگ قومیتی ایجاد شود و یا مثلا هر قوم برای خود مستقل شوند و ... به نظر من احمقانه ترین تفکر این است که ما آریایی بودن و ایرانی بودمان را فراموش کنیم و بخواهیم مثلا مستقل باشیم بلکه می بایست در سایه ایران و با توجه به قدمت و اعتبارش در دنیا به فرهنگ اقوام که مجموعه اش همان ایران است توجه داشته باشیم و فرهنگ پدرانمان را فراموش نکنیم.
در طی سخنرانی یکی از دوستان پرسید که بعنوان مثال آیا خود من حاظرم اگر وبلاگی به زبان ترکی راه اندازی کند کمکش کنم ؟! من در پاسخ ایشان یک نه بزرگ گفتم و دلیلم این بود که اصلا زمان کافی برای کارهای روزانه خودم هم ندارم چه برسد که 000 ولی در اینجا اعلام میکنم که هر کسی بخواهد وبلاگ غیر فارسی مثل کردی ، ترکی ، لری ، گیلکی و .... راه اندازی کند و یا حداقل یک وبلاگ دو زبانه داشته باشد بنده تا جاییکه بتوانم حمایت و کمکش میکنم و حتی حاظرم یک سایت با همین عنوان راه اندازی کنم . در ضمن جناب آراز صمدی هم قرار بود یک وبلاگ دو ستونی یا سه ستونی فارسی ،ترکی ، انگلیسی راه بیاندازد ، نمیدانم کارش به کجا کشید ولی اگر هنوز اینکار را نکرده به شدت توصیه میکنم که شروع کند اگر کمکی هم از دست من برآید کوتاهی نمیکنم.
همچنین یکی از شرکت کنندگان افتخاری در گارگاه ها که فوق لیسانس انگلیسی از دانشگاه شهید بهشتی داشت و به زبان فرانسه نیز مسط بود چند ضرب المثل فرانسوی در این رابطه گفت که من یکی را به یادم مانده است و فکر میکنم جالب باشد بدانید ؛ فرانسوی ها میگویند «هر کسی که به زبان مادریش صحبت نکند ، وحشی است» . فکر میکنم با این ضرب المثل تکلیف روشن است .
در آخر کار هم جا دارد که از جناب سعید داداشی ، مجید داداشی و خانواده محترمش ، حامدمنیری ، مهرداد رمضانی ، مهندس گیلک و دیگر دوستان زنجانی که نامشان را نمیدانم و مخصوصا مهدی مهدوی عزیز (همان خداوند و پروردگار معروف سخت افزار و شبکه) تشکر و قدردانی کنم، همه دوستان در این دو ، سه روز زحمت زیادی کشیدند که این کارگاه ها با کیفیت هر چه بیشتر به انجام برسد . و به قول احسان با اینکه در این چند روز کمتر از 14 ساعت خوابیدیم ولی اصلا خسته نشدیم ، امیدوارم همیشه موفق باشند .
خبر برگزاری این کارگاه ها در خبرگزاری سینا
(نمیدونم من اون وسط پس چیکاره بودم ٬ خبرنگاره فقط ۱۰ دقیقه اول قضیه رو نوشته )